محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2141
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اين كار را به سبب سفارش عمر كرد . پس از آن عمير بن سعد طاعون گرفت و از بيمارى ضعيف شد و از عثمان خواست كه از كار معاف شود و اجازه خواست پيش كسان خود برگردد ، عثمان اجازه داد و حمص و قنسرين را به معاويه داد . خالد بن معدان گويد : وقتى عثمان به خلافت رسيد عاملان عمر را در شام نگهداشت و چون عبد الرحمن بن علقمه كنانى كه عامل فلسطين بود در گذشت عمل او را به معاويه داد . عمير بن سعد نيز در خلافت عثمان بيمار شد و بيمارى او به دراز كشيد و از عثمان خواست كه از كار معاف شود و اجازهء بازگشت خواست . عثمان اجازه داد و عمل او را به معاويه داد . بدين سان به سال دوم خلافت عثمان ، معاويه عامل همه شام شد . عمرو بن عاص نيز در ايام عمر عامل همهء مصر بود و عثمان در آغاز خلافت خويش او را نگهداشت . اكنون به حديث واقدى در بارهء خبر دو غزايى كه از آن سخن آوردم باز مىگرديم . گويد : مردم شام به سالارى معاويه برون شدند ، سالار سپاه دريا عبد الله بن سعد بن ابى سرح بود . گويد : در اين سال قسطنطين پسر هرقل برون شد ، مسلمانان در افريقيه از آنها آسيب ديده بودند و روميان با جمعى كه از آغاز اسلام نظير آن را فراهم نياورده بودند برون شدند . پانصد كشتى داشتند كه با عبد الله بن سعد روبرو شدند و همديگر را امان دادند تا كشتىهاى مسلمانان و كشتىهاى اهل شرك به هم رسيد و دكلهاى آن به هم پيوست . مالك بن اوس بن حدثان گويد : با سپاه دريا بودم به دريا تلاقى شد و كشتىها ديديم كه هرگز نظير آن را نديده بوديم ، باد بر ضد ما بود ، ساعتى لنگر انداختيم ، آنها نيز نزديك ما لنگر انداختند تا باد آرام شد .